تبلیغات
تبلیغات

لیست حروف ندا در انگلیسی (Interjections)

لیست حروف ندا در انگلیسی (Interjections)
حرف ندا
حرف ندا یا صوت (Interjection)، حرفی است که برای صدا زدن و خواندنِ کسی یا چیزی به‌کار می‌رود. حروف ندا در زیرمجموعهٔ «نقش‌نماها» قرار گرفته و پرکاربردترینِ آنها در زبان فارسی، عبارتند از: ای، یا، آی، ا. اوه، وای، آخ، اَ، اِ و …

در انگلیسی نیز چنین مواردی وجود دارند. از جمله Oops که قبلا در «این لینک» آن را به‌صورت اختصاصی توضیح دادیم.

نکته
– در دیکشنری، حرف ندا را با interj مشخص می‌کنند.


– چیزی که درباره‌ی حروف ندا بایستی بدانید، این است که این حروف با توجه به فن بیان و لحنی که موقع تلفظ استفاده می‌شود، معانی مختفلی را می‌توانند به‌خود بگیرند؛ که حتی ممکن است زمین تا آسمان با یکدیگر تفاوت داشته باشند. برای مثال در همین زبان فارسی، خود حرف ندای «ها»، برای موارد مختلفی مورد استفاده قرار می‌گیرد. از تایید حرف یک شخص گرفته تا تعجب و تمسخر و …

لیست حروف ندا (Interjections)

توضیح + مثال حرف ندا
نشان‌دادن اینکه ناگهان چیزی را فهمیده‌اید (معادل همان آها در فارسی)


Aha, so you were the one who phoned me!

aha
کاربرد در نوشتن: جلب توجه کسی به روشی مودب و ساکت (ظاهرا معادل اوهوم و اهم در فارسی) ahem
نشان دادن خوشحالی، رضایت یا تعجب
ahh
ملوانان برای تماس با مردم در کشتی‌های دیگر ahoy
یک کلمه قدیمی؛ رای گفتن اینکه از چیزی ناراحت هستید؛ و آرزو می‌کنید کاش این اتفاق نیفتاده باشد


Alas, I couldn’t keep her long as I wished.
Alas, woman and child have missed their opportunity to share our company.
But, alas, the danger was too great and I am a cautious man.
When Lucien pressed him to “dare,” he replied “Alas, I have dared only too much already.”
The smallest state has lots of small people; delightful children everywhere, but alas, now there is one less.

alas
ابراز سرخوردگی، ناامیدی، رنج، درد، عصبانیت و خسته‌شدن از چیزی (معادل اَه در فارسی) argh, aargh, aaargh
موقعی که از یک چیز خوشتان بیاید، ابراز همدردی ملایم و مهربانانه، ابراز ناامیدی و دلهره، ابراز ترحم، ابراز دلسوزی، اعتراض خفیف و ملایم نسبت به چیزی، دوست نداشتن، ابراز تنفر، التماس، بی‌میلی


Aw, what a cute baby.
Aw, that’s so bad.
“Aw, this is cool weather for Norfolk,” Leo replied.
Aw, shut up and stand up.
“Aw, hell,” Dan said as he appeared in the doorway.

aw
نشان‌دادن صدای ضربه یا برخورد، نشان‌دادن یک اتفاق ناگهانی یا غیرمنتظره bam
موقع برنده شدن یک بازی bingo (یک نوع بازی شبیه لوتو)، ابراز تعجب یا هیجان از انجام موفقیت‌آمیز کاری، گفتن به کسی که چیزی را درست حدس زده است bingo
فرد یا چیزی کسل کننده یا افسرده کننده باشد و در کل احساس کسالت یا ناراحتی داشته باشید. همچنین زمانی استفاده می‌شود که شخص نمی‌داند چه بگوید یا نمی‌خواهد از تمامی کلمات مورد نیاز برای تکمیل جمله استفاده کند که در این صورت سه تا blah blah blah پشت سر هم گفته می‌شود


I thought the show was blah.
She had a coffee, doughnut, blah, blah, blah.

blah
ترساندن کسی به‌عنوان شوخی ناگهان بووو فراید می‌زنید. (معادل پخخخ در فارسی). یا در یک سخنرانی افراد با فریاد زدن بو نشان می‌دهند که با سخنران مخالف بوده و یا از اجرا بدشان می‌آید. boo
معادل براوو و باریک الله در فارسی bravo
موقع داشتن احساس سرما و لرزیدن (معادلی به همین صورت نیز در فارسی وجود دارد) brrr
موقه خوردن مش_روبات الکلی در جمع و برای ابراز خواسته‌های خوب به‌معنی «به سلامتی». معنی تشکر کردن و خداحافظی نیز می‌دهد.


‘Here’s that book you wanted to borrow.’ ‘Oh, cheers.’

cheers
تبریک گفتن congratulations
موقع ناامید یا اذیت شدن dang
نشان دادن اذیت شدن drat
وقتی از چیزی اذیت بشوید darn
عصبانی‌شدن نسبت به یک اشتباه مسخره یا کوچک یا زمانی که فکر کنید کاری که یک شخص انجام داده، احمقانه است (معادل اَه در فارسی)
مثلا کتری را روی گاز گزاشته‌اید و بعد از مدتی متوجه می‌شوید که اصلا زیر گاز را روشن نکردید.
duh
وقتی‌که ناگهان ترسیده و یا متعجب می‌شوید؛ مثلا دیدن سوسک (معادل جیع در فارسی 😀 یا وااای و اوووی و …).
از این صدا نیز معمولا دخترها و بچه‌ها استفاده می‌کنند.
eek
موقعی که ندانید یک شخص چه می‌گوید یا از آن گفته‌ها سورپرایز شده باشید.


Eh? What’s that again?
Eh? You must be joking!

eh
کلمه‌ای که حضار در پایان اجرای نمایش یا چیزی شبیه به آن فریاد می‌زنند؛ تا آن را بیشتر انجام دهند و به‌عبارتی بیشتر می‌خواهند. encore
موقع داشتن رضایت بسیار؛ چراکه پاسخ یک مسئله و مشکل را پیدا کرده‌اید. eureka
موقع دیدن یک چیز چندش آور و زمانی که حالتان به‌هم بخورد (معادل ایییی و پیییف در فارسی یا اَللو و بَعوو در ترکی) eww
ابراز اختلاف یا خشم fiddlesticks
کلمه‌ای قدیمی برای یک سوگند خفیف gadzooks
بیان واکنشی مانند تعجب یا تحسین خیلی زیاد؛ مثلا چیز غیرباور gee, gees
بیان واکنشی مانند تعجب یا تحسین gee whiz
ابراز تعجب یا نگرانی جزئی golly
موقع ترک یک شخص یا شخص شما را ترک کند موقع پایان دادن به یک تماس تلفنی. به‌جای گودبای از بای برای دوستان صمیمی استفاده می‌شود. goodbye
نشان دادن تعجب


Goodness, is it that time already?
Goodness me! You’ve grown!
Goodness gracious me! What do you mean?
My goodness, it’s warm in here!

goodness
ابراز تعجب یا شک. ابراز دلهره و انزجار good grief
نشان دادن تعجب (سورپرایز شدن) یا کمی اذیت شدن gosh
نشان دادن صدای خنده یا نشان دادن اینکه چیزی خنده‌دار است. (با هدف تمسخر نیز استفاده می‌شود که مثلا خنده دار بود یا …) ha-ha
ستایش خدا. ابراز خوشحالی برای اتفاقی که منتظر آن بودید یا امیدوار بودید hallelujah
به‌عنوان خوش‌آمدگویی و درود هنگام ملاقات با کسی یا شروع یک مکالمه‌ی تلفنی. صدا زدن کسی برای جلب توجه او همانند hey که در اداه گفته می‌شود یا مثلا وارد یک ملک شده‌اید و می‌خواهید بدانید کسی در آنحا است یا خیر. موقعی که کسی توجه کافی ندارد و به‌عبارتی در باغ نیست. ابراز تعجب و علاقه


Hello, my name is Hadi.
Hello! We’re over here!
Hello! There’s no way anyone will give you a job with that haircut.
Hello. What’s that he’s holding?

hello
شکل صمیمانه‌ی hello برای دوستان صمیمی جهت صدا کردن یکی از دوستان
(البته از این حرف ندا برای سلام کردن به دوستان صمیمی نیز استفاده می‌شود)


hey Hadi
hey Reza

hey
مکث قبل از گفتن چیزی (معادل امممم در فارسی) hmm
گاو مقدس! به‌عنوان یک تعجب بیشتر در ایالات متحده ، کانادا ، استرالیا و انگلیس استفاده می شود.
بیان تعجب، هیبت، ترس و حشت، حیرت و … (معمولا درمورد چیزی که برای اولین بار دیده‌اید)


Holy shit, that car just exploded!

holy buckets
holy cow
holy shit
holy smokes
نشان‌دادن تعجب بسیار، خوشحالی و تحت تاثیر قرار گرفتن hot dog
ابراز تحقیر، عصبانیت، ناباوری، تعجب یا مسخره‌بازی و …
بعد از اینکه چیزی بگویید، در انتها گفته می‌شود تا به‌عنوان سوال پرسیده شود که طرف موافق است یا خیر.
نشان دادن اینکه شخص حرف‌های خود را تکرار کنید برای اینکه آنها را نشنیدید.
نشان دادن اینکه چیزی را دوست نداشته، باور ندارید و یا با آن موافقید و …


Great shot, huh?
‘Did you enjoy it?’ ‘Huh?’ ‘Did you enjoy the film?’
Huh! United don’t stand a chance!
What’s wrong with you, huh?

huh
پیف کردن؛ خرناس یا غرغری که برای نشان دادن انزجار یا ناراحتی انجام می شود! ابراز تردید یا نارضایتی کمی تحقیرآمیز.


An example of a humph is the sound made by a wife when her husband explains why he couldn’t take out the trash.

humph
ابراز شادی، ستایش و داشتن رضایت زیاد از چیزی (معادل هورا)


 

hurray
موقع دیدن یک چیز جالبی که ممکن است از آن لذت ببریم، تغحب کردن، همدردی و ناراحتی از یک‌چیز


Oh, I forgot to ask.
Oh, what a pretty sound it made!
Oh yes, very much.
“Oh my gosh!” she said, looking back at the photo to read the statistics.
“Oh, I believe you,” Claudette interrupted flippantly.

oh
اوه عزیزم! ابراز ناراحتی، ناکامی (مایوسی)، اضطراب، نگرانی، رنجش و یا تعجب در مورد اتفاق ناگواری که رخ داده یا کار اشتباهی که انجام داده‌اید


Oh dear, I’m afraid I’ve spilt your coffee.
Oh dear, what’s the matter?
Dear me, that’s not a very nice thing to say!
Dear, oh dear, I didn’t realize it was that serious!
Dear, dear, is that what you really believe?

oh dear, dear
معادل ای وای، وای من، وای بر من oh my
oh well
اووپس! موقع انجام یک اشتباه کوچک و سپس سریع متوجه آن می‌شوید. توضیح بیشتر در «این لینک» oops
بیان احساس درد ناگهانی (معادل آخ در فارسی)
مثلا موقعی که دستتان به جایی خورده و درد بگیرد


“Ouch, dammit,” she muttered.
Jackson heard Elisabeth say, “Ouch. Oh no, I cut myself.”
“Ouch!” she said, drawing her hand back to examine the red spot created by the pinch.
Any time the dog’s teeth come in contact with your skin, yelp or say no or ouch.
Ouch. You have to feel for the girl, after confessing that in all of her relationships she was the “dumpee,” to have it happen again in front of millions has got to be beyond humiliating and hurtful.

ow, ouch
به‌عنوان تعجب برای ابراز انزجار، خستگی، تعجب، بی‌حوصلگی، تسکین، ابراز حس نجات‌یافتگی مثلا موقعی که خطر از بیخ گوشتان رد شود یا زمانی که مثلا خیلی گرم باشد (معادل پوووف و آخییش و اوووف در فارسی) phew
نشان دادن اینکه عصبانی یا ناامید شده‌اید؛ یا اینکه چیزی را باور ندارید. معنای احمقانه و مزخرف نیز می‌دهد.


I say phooey to all their money and fine clothes
those excuses are a lot of phooey

phooey
اه و پیف! ابراز انزجار از بوی نامطبوع pooh
نشان دادن صدای انفجار و ضربه شدید pow
بیان دلخوری. لعنت (damn و dan)


Rats! I forgot my keys.

rats
همان هییسسس یا سسسس! بیان اینکه ساکت باشید و صدایی از خود بروز ندهید یا کمتر سر و صدا کنید یا حرف نزنید (متوقف کردن حرف زدن شخص یا اشخاصی). shh
دور کردن حیوان یا شخص تا از آنجا برود و جلو نیایید. shoo
قدردانی کسی. پذیرش یا رد کردن مودبانه چیزی که پیشنهاد می‌شود.


You’re looking well.’ ‘Thanks.’
Thanks for reminding me.
Thanks for dinner – it was great.
‘Do you want a chocolate?’ ‘Thanks, I’d love one.’
‘Can I get you a drink?’ ‘No, thanks.’

thanks
There, that didn’t hurt so much, did it? there
نشان دادن عدم تایید


Tut-tut, Jack, you disappoint me, you really do.

tut-tut
کاربرد در نوشتن: صدایی که مردم با چیزی موافق بوده و یا وقتی به یک سوال بله می‌گویند.


‘I’ll see you at six o’clock, then?’ ‘Uh huh.’

uh-huh
کاربرد در نوشتن: صدایی که مردم متوجه می‌شوند مشکلی پیش آمده


Uh-oh! I think we’ve added the figures up wrongly.

uh-oh
کاربرد در نوشتن: صدایی که مردم فکر می‌کنند چیزی ناخوشایند است


Ugh! That tastes disgusting!

ugh
 – wahoo
قبل از گفتن یک جمله به‌خصوص موقع پاسخ دادن.


Well, I agree with you about that.
Well, I haven’t seen you for a long time.

well
برای گفتن به اسب تا آهسته راه رفته یا بایستد (معادل هوووش در فارسی). ولی گاهی نیز ممکن است برای آرام کردن شخصی نیز استفاده شود؛ مثلا باشخصی دگیر شده و ناگهان به شما حمله می‌کند. برای تعجب زیاد نیز استفاده می‌شود. whoa
موقع اتفاق افتادن یک حادثه کوچک. برای مثال موقعی که چیزی را از دست خود بیاندازید یا مثلا شخصی زمین بخورد.


Whoops! Watch what you’re doing!

whoops
تعجب زیاد و حیرت انگیز از یک چیزی (معادل وای در فارسی). البته گاهی نیز برای مسخره‌کردن از جهت اینکه مثلا تعجب و حیرت زده‌شده‌اید (کنایه‌ای و تکه‌انداختن) هم استفاده می‌شود که بستگی به لحن دارد.

Wow, don’t you look nice.
Wow, Gabe. You’re friend must’ve meant a lot to you.
Wow, that’s gotta be a record for you.
Wow, I’ve never met a witch before.
“Wow, I didn’t mean to start this,” Sofia said.

wow
خیلی هیجان‌زده و یا خیلی خوشحال


Yay, I did my homework!

yay, yippie
یک راه دیگر برای گفتن yes! yeah
بیان تعجب ، شادی ، هیجان ، اشتیاق یا انزجار , …
البته در کاربرد غیر حرف ندای خود، معنی بله را می‌دهد.
yes
ابراز تعجب یا ترس جزئی yikes
جلب توجه کسی یا سلام و احوالپرسی با کسی yo
ابراز اینکه فکر می‌کنید کسی یا چیزی کثیف، زشت یا ناخوشایند بوده و به‌عبارتی از چیزی بدتان بیاید یا از آن متنفر باشید و چندشتان شود (معادل اَه و … در فارسی) yuck

این مطلب در آینده به‌روز می‌شود.

کانال تلگرام فول کده
لیست حروف ندا در انگلیسی (Interjections)، لیست کامل حروف ندای انگلیسی، لیست کامل Interjection ها، آموزش حروف ندا در انگلیسی، معنی حروف ندا در انگلیسی، آموزش کامل حروف ندای انلگیسی، آموزش کامل هدفثقتثزفهخدس

برچسب‌ها:

تبلیغات

درباره نویسنده

هادی اکبرزاده

[ مدیر فول کده ]

علاقه‌مند به اشتراک‌گذاری اطلاعات در هر زمینه‌ای
برنامه‌نویس فول استک

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نظرات ثبت شده بدون دیدگاه