تبلیغات
تبلیغات

لیست حروف ربط انگلیسی + ویدیو

لیست حروف ربط انگلیسی + ویدیو
حرف ربط
حَرفِ رَبط یا پیوندواژه یا پیوندواژ (Conjunction)، واژه‌ای است که دو واژه، عبارت و یا جمله را به‌یکدیگر پیوند (ربط) می‌دهد. (همانند حروف اضافه)

جمله‌ی مستقل: خود به‌تنهایی یک مفهوم را رسانده و به‌چیز دیگری نیاز ندارد.
جمله‌ی وابسته: به یک جمله یا یک عبارت دیگری جهت کامل شدن و داشتن مفهومی دقیق، نیاز دارد.

در زبان انگلیسی، سه‌نوع حرف ربط وجود دارد:

  • Cordinating conjunctions (حروف ربط هم‌پایه)
  • Subordinating conjunctions (حروف ربط وابسته)
  • Correlative conjunctions (حروف ربط هم‌آیند یا لازم و ملزوم)
نکته
– در دیکشنری، حرف ربط را با conj مشخص می‌کنند.

Cordinating conjunctions (حروف ربط هم‌پایه)

دو چیزی که به یکدیگر وصل می‌شوند، به یک اندازه اهمیت دارند! برای مثال حرف ربط or:

Would you like cereal or toast for breakfast?
آیا برای صبحانه غلات دوست دارید یا نان تست؟

در اینجا از شخص پرسیده می‌شود که برای صبحانه، بین دو گزینه‌ی cerreal و toast کدام را دوست دارد؛ و هر دو نیز از اهمیت یکسانی برخوردار بوده و هیچ یک بر دیگری برتری ندارد.

حروف ربط هم‌پایه 7 مورد هستند:

  • and «وَ»
    مثال: The children ran and jumped all over the playground.
  • but «اما»
    مثال: Slowly but surely, the turtle finished the race.
  • for «برای»
    مثال: know they are not good for me.
  • nor «وَ نه، هیچ‌یک»
    مثال: I don’t want to throw away my candy bars, nor do I wish to listen to my doctor.
  • or «یا»
  • so «بنابراین، پس»
    مثال: We were out of milk, so I went to the store to buy some.
  • yet «هنوز»
    مثال: He seemed poorly groomed yet well mannered.
نکته
برای حفظ این حروف، کافیست تا واژه‌ی FANBOYS را به یاد داشته باشید؛ که با حرف اول هرکدام از واژگان بالا ساخته شده است.

Subordinating conjunctions (حروف ربط وابسته)

در اینجا یک جمله‌ی مستقل اما جمله‌ی دیگر وابسته است! بنابراین جمله‌ای که وابسته است، به کمک این نوع از حروف ربط، به جمله‌ی مستقل متصل می‌شود. برای مثال:

They were angry because their plans had been discovered.
آنها عصبانی بودند، زیر نقشه‌هایشان لو رفته بود (کشف شده بود).

در اینجا جمله‌ی دوم که دلیل جمله‌ی اول است، یک جمله‌ی وابسته می‎باشد.

حروف ربط وابسته این موارد هستند:

  • after «بعد اژ»
    مثال: “Your heart will break like mine, and you’ll want only me after you’ve gone” (Ella Fitzgerald)
  • although «با اینکه»
    مثال: “Although I’ve been here before, he’s just too hard to ignore” (Amy Winehouse)
  • as «مانند»
    مثال: “As I walk through the valley of the shadow of death, I take a look at my life and realize there’s nothing left” (Coolio)
  • as long as «تا زمانیکه»
    مثال: “I don’t care who you are, where you’re from or what you did as long as you love me” (Backstreet Boys)
  • because «چون، زیرا، چراکه»
    مثال: “I’m everything I am because you loved me” (Celine Dion)
  • before «قبل از»
    مثال: “Just call me angel of the morning, angel. Just touch my cheek before you leave me, baby” (Juice Newton)
  • even if «حتی اگر»
    مثال: “Even if the sky is falling down, you’ll be my only” (Jay Sean)
  • if «اگر»
    مثال: “If you leave me now, you’ll take away the biggest part of me” (Chicago)
  • once «یک‌بار، سابقا، یک وقتی، هنگامی‌که»
    مثال: “Once in a blue moon, something good comes along.” (Van Morrison)
  • now that «حالا که»
    مثال: “Baby, now that I’ve found you, I won’t let you go” (Tony Macaulay/John MacLeod)
  • since «از آنجاکه»
    مثال: “I guess I’ll never be the same since I fell for you” (B.B. King)
  • though «اگرچه»
    مثال: “Walk on through the rain though your dreams be tossed and blown” (Rodgers and Hammerstein)
  • unless «مگر اینکه»
    مثال: “We’re never going to survive unless we get a little crazy” (Seal)
  • until «تا، تازمانی‌که، تاوقتی‌که»
    مثال: “I’ll keep on dreaming until my dreams come true.” (Charlie Louvin)
  • when «وقتی‌که، زمانی‌که»
    مثال: “When I see you smile, I can face the world” (Bad English)
  • where «جایی‌که»
    مثال: “There’s a light burning bright, showing me the way, but I know where I’ve been” (Scott Wittman)
  • while «درحالی‌که، هنگامی‌که»
    مثال: “I look at the world, and I notice it’s turning while my guitar gently weeps” (The Beatles)

Correlative conjunctions (حروف ربط هم‌آیند یا لازم و ملزوم)

دو جمله‌ی مستقل که از نظر مفهومی مستقل از یکدیگر می‌باشند را ‌به‌یکدیگر متصل می‌کنند. برای مثال:

The company deals in both hardware and software.
این شرکت هم در سخت افزار و هم در نرم افزار معامله می کند.
  • both…and
    مثال: Both cats and dogs make good pets.
  • either…or
    مثال: All of these clothes are either too small or worn out.
  • neither…nor
    مثال: I will eat either carrots or peas for dinner.
  • not only…but also
    مثال: I like not only ice skating but also hockey. Not only is he a great singer, but he is also an actor.
  • no sooner…than
    مثال: No sooner did he enter the room than he saw a snake.
  • scarcely..when
    مثال: Scarcely had she entered the room when the phone rang.
  • such…that
    مثال: It’s such a tiny kitchen that I don’t have to do much to keep it clean.
  • whether…or
    مثال: Do you care whether we have noodles or rice for dinner?

 

کانال تلگرام فول کده
تبلیغات

درباره نویسنده

هادی اکبرزاده

[ مدیر فول کده ]

علاقه‌مند به اشتراک‌گذاری اطلاعات در هر زمینه‌ای
برنامه‌نویس فول استک

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نظرات ثبت شده بدون دیدگاه