اشعار روز یازدهم محرم

با اين شتاب فكر كنم سر مي آورد! با اين شتاب،حوصله را سر مي آورد مي تازد و غنيمت جنگ غروب را از چنگ سي هزار نفر، در مي آورد حس مي كنم كه داخل خورجين غصبي اش يك باغ سيب سرخ معطر مي آورد سرمست سود دادوستدهاي كربلاست دارد چقدر چادرو معجر مي آورد!!! […]



ادامــه مطلـب
تعداد بازديد : 440

عاشورا

بتاب ای مه که زینب دل غمین است پریشان دل ز مرگ شاه دین است بتاب ای مه رقیه دل کباب است ز مرگ باب خود در پیچ و تاب است بتاب ای مه تو بر گلهای زهرا که پرپر گشته در این دشت و صحرا بتاب ای مه که اندر پای گلها فتاده باغبان […]



ادامــه مطلـب
تعداد بازديد : 295

از آن خوشم که شدم نوکر سرای حسین منم غلام کسی که بود گدای حسین دو چشم داده خداوند تا که گریه کنم یکی برای حسن آن یکی برای حسین یقین که آتش دوزخ حرام گردیده به جسم آنکه بود یار آشنای حسین برای بخشش کوه گناه یک راه است بریز قطره ی اشکی تو […]



ادامــه مطلـب
تعداد بازديد : 260

دست‌هايت را که در دستش گرفت آرام شد تازه انگاري دلش راضي به اين اسلام شد دست‌هايت را گرفت و رو به مردم کرد و گفت: مومنين! ( يک لحظه اينجا يک تبسم کرد و گفت:) خوب مي‌دانيد در دستانم اينک دست کيست؟ نام او عشق است، آري مي‌شناسيدش : علي ست (۱) من اگر […]



ادامــه مطلـب
تعداد بازديد : 251

صفحات