مترو

شعر طنز مترو ازدحام و فشار از هر سو زور آرنج و ضربه زانو بدترین بوی عالم است الحق بوی سیر و پیاز و عطر و عرق کارمند و محصل و عملی کامبیز و غضنفر و مملی تاجر و دزد و دکتر و بیکار لاغر و چاق و سالم و بیمار گاه دعوای عده ای […]



ادامــه مطلـب
تعداد بازديد : 413

شعر طنز و خنده دار نبرد رستم و تهمینه با ویروس كنون رزم virus و رستم شنو دگرها شنيدستي اين هم شنو كه اسفنديارش يكي disk داد بگفتا به رستم كه اي نيكزاد در اين disk باشد يكي file ناب كه بگرفتم از site افراسياب برو حال مي كن بدين disk هان! كه هم نون […]



ادامــه مطلـب
تعداد بازديد : 324

ماشین

شعر طنز و خنده دار عشق پولدار و فقیر تو نگات شبیه شیشه عشق من یه تیکه خورشید عشق تو دویست و شیشه من نگام دربدر تو تو حواست پیش بنزه کاش از اول میدونستم توی چشمای تو لنزه زن من نمیشی اما میری دنبال یه حمال اما چشم به رات میمونم همه سالو با […]



ادامــه مطلـب
تعداد بازديد : 518

مرغ

شعر طنز و خنده دار مرغ آهنگ جدایی ساز کرد مرغ آهنگ جدایی ساز کرد ناگهان از سفره ام پرواز کرد از فراقش قلب بشقابم شکست قاشق و چنگال من در غم نشست مرغکم رفتی تو از پیشم چرا کردی از پیش خودت کیشم چرا من به تو خیلی ارادت داشتم حشر و نشری با […]



ادامــه مطلـب
تعداد بازديد : 309

شعر طنز جالب و خنده دار کلاغ و روباه زاغکی قالب پنیری دید از همان پاستوریزه های سفید! پس به دندان گرفت و پر وا کرد روی شاخ چنار مأوا کرد اتفاقا ازان محل روباه می گذشت و شد از پنیر آگاه گفت: اینجا شده فشن تی وی چه ویوئی! چه پرسپکتیوی! محشری در تناسب […]



ادامــه مطلـب
تعداد بازديد : 489

شعر طنز در مورد ازدواج مردها بعد از وفات همسر

شعر طنز در مورد ازدواج مردها بعد از وفات همسر مردها کاین گریه در فقدان همسـر می کنند بعد مرگ همسـر خود، خاک بر سر می کنند! خاک گورش را به کیسه، سوی منزل می برند! دشت داغ سینه ی خود، لاله پرور می کنند چون مجانین! خیره بر دیوار و بر در می شوند […]



ادامــه مطلـب
تعداد بازديد : 322

شعر طنز و خنده دار نمره بیست باز غوغا می کند فریاد و غوغا، نمره ی بیست جیغ مادر، جنگ بابا عصر فردا ، نمره ی بیست خوشنویسی، خوش صدایی، قهر مانی ها قبیح است از ریاضی از دروس سطح بالا، نمره ی بیست کیف و دفتر ، خط کش و نقاله و خود کارهایم […]



ادامــه مطلـب
تعداد بازديد : 488

رستم

شعر طنز اگر رستم و سهراب امروز بودند چنین گفت رســتم به سهـــراب یل که من آبـــرو دارم انــــــدر محـــل مکن تیز و نازک ، دو ابـروی خود دگر سیخ سیـخی مکن؛ مـوی خود شدی در شب امتــــــحان گرمِ چت بروگــمشو ای خــاک بر آن سـرت اس ام اس فرستادنت بس نبــــــــود که ایمـیل و […]



ادامــه مطلـب
تعداد بازديد : 239

صفحات